اهلیت چیست؟

اهلیت چیست؟ (3)

گروه بهترین نتیجه را برای شما به ارمغان می آورد

اهلیت چیست؟

اهلیت چیست؟

اهلیت در لغت به مفهوم استحقاق، صلاحیت و سزاواری برای کاری است. در قانون توضیحی در این خصوص داده نشده است. در حقیقت در تشریح این موضوع بایستی بیان  کرد که از حیث حقوقی این مسئله به مفهوم صلاحیتی که قانون به یک شخص می دهد تا آن شخص بتواند مالک یک حق شود و یا ان را اعمال کند.  این موضوع به مجموعه ای از این خصوصیات و خصلت هایی که شایستگی داشتن آن و یا اعمال یک حق را می دهد ، گفته می شود.

مطابق قانون هر شخصی جهت اعمال امور حقوقی بایستی خصوصیات خاصی داشته باشد. در حقیقت دارا بودن این خصوصیات به اشخاص توانایی اعمال یک امور معینی را می دهد که در صورت فقدان آن توانا به انجام این مسائل نخواهند بود. به عنوان مثال اشخاص در یک سن مشخص می توانند تصمیم به ازدواج بگیرند. همچنین بایستی اشخاص از لحاظ عقلی به حدی از رشد رسیده باشند که به راحتی بتوانند مبادرت به انجام معامله تجاری کنند یا مثلا شخصی که دچار ورشکستگی شده است قادر نخواهد بود که معامله تجاری انجام دهند چون از لحاظ حقوقی اهلیت ان کار را نخواهند داشت. این مسئله در برابر حجر قرار دارد.

آشنایی با انواع اهلیت

در حقوق و ضوابط کشور ایران و همچنین ماخذ فقهی اهلیت به دو دسته تقسیم شده است که عبارتند از:

تمتع یا دارا شدن حق

استیفاء یا اهلیت اجرای حق

هرجا که این واژه بکار برده شده باشد اکثرا به مفهوم استیفاء و اعمال حق است و همین سزاواری اجرای حق یکی از شروط عمده معامله است و فردی که قابلیت استیفا  و اعمال حق را نداشته باشد، معامله او و همچنین معامله با آن شخص درست و بی نقص نخواهد بود.

تمتع:

یکی از انواع اهلیت ، می توان تمتع اشاره کرد.  در اصول حقوقی این نوع مربوط به انسان بوده است. به محض اینکه انسان پا به میدان زندگی گذاشت قابلیت دارا شدن حق و تکالیف را بدست می آورد.

به همین علت است که دارا شدن حق یا بهره مندی از تکالیف و آزادی های مدنی با به دنیا آمدن انسان  آغاز و  با از دنیا رفتن او پایان می یابد. مطابق ماده ۹۵۷ قانون مدنی:

حمل از قانون مدنی بهره مند می شود؛ با نگرش بر اینکه زنده به دنیا بیاید.

ولی بایستی بیان کرد که استفاده از واژه تملک به جای تمتع هیچ نوع سنخیتی ندارد، زیرا که تملک با خواست و تصمیم کسب می شود ولی تمتع بصورت ناخواسته و اجباری بدین مفهوم که با به دنیا آمدن انسان ایجاد می شود و خواسته و اراده فرد به هیچ عنوان نقشی در آن ندارد.

در این صورت هر فردی که زنده به دنیا می آید دارای حق شده است ولی این مسئله بدان مفهوم نیست که بتوان حق خود را بازستانی کند؛ ولی کسی نمی تواند تکالیف و حقوق خود را اعمال کند به استثنای اینکه  برای این مسئله از شایستگی و صلاحیت قانونی برخوردار باشد.

استیفا:

از دیگر انواع اهلیت می توان استیفا را نام برد. به منظور اینکه فرد بتواند تکلیف خود را به مرحله اجرا در بیاورد بایستی شایستگی اجرای حق داشته باشد.

مقصود از استیفا، شایستگی اعمال حق و صلاحیت اداء با دارا بودن شروط ضروری قانونی است.

مطابق ماده ۲۱۱ حقوق مدنی به منظور اینکه طرفین معامله صالح به شمار آیند بایستی بالغ، رشید و عاقل باشند، به همین جهت ماده  ۲۱۲ حقوق مدنی داد و ستد با افرادی که بالغ، عاقل و رشید نیستند را از طریق فقدان اهلیت فسخ می داند.

مضمون ماده ۹۵۸ حقوق مدنی : هر شخصی متنعم از قانون مدنی خواهد بود ، اما کسی نمی تواند حق و حقوق خویش را اعمال کند به استثنای اینکه برای این مسئله صلاحیت قانونی داشته باشد.

اهلیت داشتن در تصرف

این اهلیت را قانون به اشخاص داده جهت اعمال حقوق و تکالیف آنها نظیر زمانی که صاحب یک خانه، شایستگی گرفتن اجاره را دارد یا زمانی که اشخاص برای احاله مال خود به سایرین وارد داد و ستد می شود.

این نوع صلاحیت همواره با تمتع از حق و حقوق همقدم خواهد بود بدین مفهوم شخصی کخ شایستگی تسخیر در دارایی  خویش را دارد و می تواند آنها را داد و ستد کند مسلما می تواند از آن برخوردار هم شود.

نکاتی عمده در خصوص اهلیت تمتع

هر آدمی با ملاحظه به تعریف صلاحیت تمتع، برخوردار از قانون مدنی است. در این صورت هیچ کس نمی تواند با آنها نظیر حیوان رفتار کند و آنها را از آزادی محروم کند و یا به دارایی و اموال زیر نظر آنها که حاوی ضمانت اجراهای جزایی و مدنی است دست درازی ‌کند. حیوانات در جامعه ایرانی صلاحیت حق دار شدن ندارند در این صورت اگر فرد بدون وارث دارایی خود را به سگش بدهد قبول و درست نیست و دارایی او مجهول المالک شناخته شده و مطالبه می شود.

خود افراد هم نمی توانند خود را از صلاحیت حق دار شدن محروم کنند.‌ این نظاره گر کل و بخشی از تکلیف حق دار شدن است اما به مسائل جزئی راه نیافته است. برای مثال در مورد اینکه افراد حق ندارند بخشی از تکالیف حق دار شدن را از خود محروم کنند ، چنانچه مردی اهلیت تمتع گرفتن زن را زیر یک قولنامه قانونی بسته شده با یک خانم از خود محروم کند این قولنامه نادرست و بی اعتبار است و یا چنانچه به شکل شروط به غیر از شرط نتیجه باشد در این صورت فقط شرط فسخ می شود و اثری در حق مرد اعمال نمی کند. درباره مسائل جزئی که آدم ها می توانند صلاحیت حق دار شدن را از خود محروم کنند می توان به حق شفعه در رابطه با دارایی مشترک اشاره کرد در این صورت اگر شریک  ملک خود را بفروش برساند آنها دیگر نمی توانند دست به دامان دریافت شفعه شوند.

بعضی از تکالیف حق دار شدن با مسئولیت در هم آمیخته شده اند نظیر: حق حضانت فرزند، اقامه دعوی، ولایت و… چنین حقوقی هم مانند حق دار شدن توانایی محروم شدن را ندارند.

محرومیت حمیت و خود را مطیع ساختن و همچنین برعکس، محروم کردن آزادی به صورت آشکار با ملاحظه به آنچه که قبلا به آن اشاره شد ممنوع بوده و غیر قابل قبول است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonبا یک کلیک تماس بگیرید
×