وکیل فرجام خواهی

وکیل فرجام خواهی (10)

گروه بهترین نتیجه را برای شما به ارمغان می آورد

وکیل فرجام خواهی

وکیل برای فرجام خواهی

آیا تاکنون برای شما هم پیش آمده است که برای ثبت اعتراضات به رای نهایی دادگاه نیاز به وکیل فرجام خواهی داشته باشید؟ یکی از مشکلات اساسی که برای بسیاری از مردم وجود دارد آن است که بعد از صدور رای نهایی دادگاه درخصوص پرونده های مختلف، به دنبال راهی می گردند تا برای احقاق حقوق خود از طریق فرجام خواهی اقدام نمایند، اما چگونه و چرایی این مسئله موضوع قابل اهمیتی است که در ادامه مطلب به بررسی آن می پردازیم.

بسیاری از افرادی که حقوق انها مورد تضییع قرار می گیرد، معمولا از قوانین حقوقی آگاهی ندارند و دقیقا نمی دانند که باید چگونه برای اخذ حقوق خود اقدام کنند. وکیل فرجام خواهی می تواند به عموم مردم در این زمینه کمک کند.

جالب است بدانید که فرجام خواهی یکی از مهمترین مراحل دادرسی به حساب می آید که در بسیاری از موارد باعث تغییر حکم نهایی می شود. قانونگذار کشور ما، احتمال خطا و اشتباه در احکام صادره از مراجع قضایی را پیش بینی کرده است، به همین علت نیز این اختیار قانونی را به طرفین پرونده داده است که برای ارائه دادخواست فرجام خواهی اقدام کنند. از آنجایی که اثبات اشتباه و قصور در آرای صادره از دادگاه دارای پیچیدگی های خاصی است، هیچ کس جز وکیل فرجام خواهی نمی تواند این مراحل را با موفقیت پشت سربگذارد.

ملاک های انتخاب وکیل فرجام خواهی

هنگامی که سخن از انتخاب وکیل فرجام خواهی می شود، افراد به دنبال ملاک های انتخاب وکیلی مناسب می گردند و دقیقا نمی دانند که چگونه می توانند این کار را انجام دهند. وکیل فرجام خواهی باید دارای ویژگی های خاصی باشد تا بتواند وکالت پرونده شما را بر عهده گیرد و دادخواست فرجامی را به بهترین نحو تنظیم کند. به چند مورد از این ویژگی ها اشاره می کنیم تا با انها اشنا شوید:

وکیل فرجام خواهی باید دارای تخصص و مهارت کامل باشد تا بتواند با تکیه بر دانش حقوقی خود برای ارجاع دادخواست فرجامی به مراجع ذیصلاح اقدام کند. شاید امروزه تعداد زیادی از وکلا در سراسر کشور مشغول فعالیت باشند، به همین خاطر نیز متقاضیان فرجام خواهی دچار سردرگمی می شوند و نمی دانند باید به سراغ کدام وکیل فرجام خواهی بروند.

حقیقت آن است که تمامی وکلا دارای مهارت و تخصص نمی باشند، کسانی که قصد مراجعه به وکیل فرجام خواهی را دارند باید در ابتدا تحقیقات لازم را در رابطه با میزان مهارت وکیل انجام دهند تا هزینه و وقت انها مورد اتلاف قرار نگیرد.

بهتر است برای انتخاب وکیل فرجام خواهی علاوه بر مهارت به میزان تجربه نیز دقت کنید. وکیل فرجام خواهی که دارای تجربه باشد، معمولا روند دادرسی پرونده ها را به خوبی می شناسد و می تواند سرعت رسیدگی و نتیجه گیری به انها را افزایش دهد.

از دیگر ملاک هایی که می توان به آن اشاره کرد، اخلاق مداری و داشتن صبر و حوصله است. همانطور که اشاره کردیم، عموم مردم از روند فرجام خواهی آگاهی ندارند؛ به همین علت نیز باید به سراغ وکیل فرجام خواهی بروند تا این وکیل متخصص در طی جلسات مشاوره ای، تمامی اطلاعات لازم را به انان انتقال دهد. بنابراین وکیل فرجام خواهی باید دارای صبر و حوصله باشد تا بتواند در جلسه مشاوره ای با دقت کامل به سخنان موکل خود گوش دهد و اطلاعات حقوقی لازم را به او انتقال دهد. از طرفی دیگر نیز بررسی پرونده های حقوقی نیاز به صبوری دارد و نمی توان با عجله به آنها رسیدگی کرد.

گروه وکلای پارسا دارای کادر تخصصی حقوقی می باشد که از وکلای دادگستری حرفه ای تشکیل شده است. برای انتخاب بهترین وکیل فرجام خواهی، این امکان برای تمامی مردم وجود دارد که به گروه وکلای پارسا مراجعه کنند در کوتاهترین زمان ممکن به پرونده آنها رسیدگی شود.

وکیل فرجام خواهی و وظایف آن

هنگامی یک قرارداد میان دو نفر منعقد می شود، طرفین قرارداد در مقابل یکدیگر متعهد می شوند تا وظایف خاصی را انجام دهند. قرارداد وکالت نیز یکی از رایج ترین قراردادهای قانونی می باشد که امروزه میان افراد زیادی منعقد می شود. تا زمانی که طرفین قرارداد از مفاد قراردادی که منعقد می کنند، اگاهی نداشته باشند، نمی توانند به خوبی انها را رعایت کنند.

 مسئله بسیار مهمی که شما باید به آن توجه نداشته باشید ان می باشد که وکیل فرجام خواهی دارای وظایف خاصی در مقابل موکل خود میباشد که باید آنها را رعایت کند. متقابلا موکل نیز باید تمامی تعهداتی را که بر عهده گرفته است، رعایت کند.

 وكيلي كه در وكالت‌ نامه حق اقدام يا حق تعيين وكيل مجاز در دادگاه تجديدنظر و ديوان ‌عالي كشور را داشته باشد، هرگاه پس از صدور ‌رأي يا در موقع ابلاغ آن استعفاء و از رؤيت رأي امتناع نماید، بايد دادگاه راي را به‌ موكل ابلاغ نمايد در اين صورت ابتداي مدت تجدیدنظر و فرجام، روز ‌ابلاغ به وكيل ياد شده محسوب است مگر اين كه موكل ثابت نمايد از استعفاء وكيل بي اطلاع بوده در اين صورت ابتداي مدت از روز اطلاع وي محسوب ‌خواهد شد و چنانچه از جهت اقدام وكيل ضرر و زياني به موكل وارد شود، وكيل مسؤول مي ‌باشد. در خصوص اين ماده، دادخواست تجديدنظر و‌ فرجام وكيل مستعفي قبول مي ‌شود و مدير دفتر دادگاه مكلف است به ‌طور كتبي به‌ موكل اخطار نمايد كه شخصاً اقدام كرده يا وكيل جديد معرفي كند و يا‌ اگر دادخواست ناقص باشد، نقص آن را برطرف نمايد.

 اگر وكيل بعد از ابلاغ رأي و قبل از انقضاي مهلت تجديد نظر و فرجام‌ خواهي فوت كند يا ممنوع از وكالت شود يا به واسطه قوه قهریه قادر ‌به انجام وظيفه وكالت نباشد، ابتداي مهلت اعتراض از تاريخ ابلاغ به موکل محسوب خواهد شد.

  در مواردي كه طرح دعوا يا دفاع به‌ وسيله وكيل جريان يافته و وكيل ياد شده حق وكالت در مرحله بالاتر را دارد كليه آراي صادره بايد به ‌او‌ ابلاغ شود و مبداء مهلت‌ ها و مواعد از تاريخ ابلاغ به ‌وكيل محسوب مي‌ گردد.

 فرجام‌ خواهي و آراي قابل فرجام

وکیل فرجام خواهی تنها می تواند درخواست خود را در صورتی به مراجع ذی صلاح ارائه دهد که موضوع پرونده و رای صادر شده برای ان مشخص باشد. از سوالات بسیار مهم و موضوعات اساسی رسيدگي فرجامي عبارت است از تشخيص انطباق يا عدم انطباق رأي مورد درخواست فرجامي با موازين شرعي و مقررات قانوني است.

آراي دادگاههاي بدوي كه به علت عدم درخواست تجديدنظر قطعيت يافته قابل فرجام‌ خواهي نيست مگر در موارد زير:

احكامي كه خواسته آن بيش از مبلغ بيست ميليون (000 /000 /20) ريال باشد.

  احكام راجع به اصل نكاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر، وقف، ثلث، حبس و توليت.

قرارهاي زير مشروط به اين كه اصل حكم راجع به آنها قابل رسيدگي فرجامي باشد.

قرار ابطال يا رد دادخواست كه از دادگاه صادر شده باشد.

قرار سقوط دعوا يا عدم اهليت يكي از طرفين دعوا.

آراي دادگاههاي تجديدنظر استان قابل فرجام‌ خواهي نيست مگر در موارد زير:

احكام راجع به اصل نكاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر و وقف.

قرارهاي زير مشروط به اين كه اصل حكم راجع به آنها قابل رسيدگي فرجامي باشد.

 قرار ابطال يا رد دادخواست كه از دادگاه تجديد نظر صادر شده باشد.

 قرار سقوط دعوا يا عدم اهليت يكي از طرفين دعوا.

وکیل فرجام خواهی برای تصحیح رای

 وکیل فرجام خواهی دارای تخصص و مهارت کافی برای ارائه دادخواست تجدید نظرخواهی با هدف تصحیح رای می باشد. در مواردي كه اصل حكم يا قرار دادگاه قابل واخواهي يا تجديدنظر يا فرجام است تصحيح آن نيز در مدت قانوني قابل واخواهي يا‌ تجديدنظر يا فرجام خواهد بود. چنانچه راي مورد تصحيح به واسطه واخواهي يا تجديدنظر يا فرجام نقض گردد رأي تصحيحي نيز از اعتبار خواهد افتاد.

 قبول يا رد درخواست دستور موقت مستقلاً قابل اعتراض و تجدیدنظر و فرجام نیست. لكن متقاضي مي‌ تواند ضمن تقاضاي‌ تجديدنظر به‌اصل راي نسبت به آن نيز اعتراض و درخواست رسيدگي نمايد. ولي در هر حال رد يا قبول درخواست دستور موقت قابل رسيدگي فرجامي‌ نيست.

 ترتيب فرجام‌ خواهي

افراد زير مي‌ توانند با رعايت مواد آتي درخواست رسيدگي فرجامي نمايند:

طرفين دعوا، قائم مقام، نمايندگان قانوني و وكلاي آنان.

دادستان كل كشور.

فرجام‌ خواهي با تقديم دادخواست به‌ دادگاه صادركننده رأي به‌ عمل مي‌ آيد. مدير دفتر دادگاه مذكور بايد دادخواست را در دفتر ثبت و‌ رسيدي مشتمل بر نام فرجام‌ خواه و طرف او و تاريخ تقديم دادخواست با شماره ثبت به تقديم‌ كننده تسليم و در روي كليه برگهاي دادخواست تاريخ‌ تقديم را قيد نمايد. تاريخ تقديم دادخواست ابتداي فرجام‌ خواهي محسوب مي‌ شود.

در دادخواست بايد نكات زير قيد شود:

نام و نام خانوادگي و اقامتگاه و ساير مشخصات فرجام‌ خواه و وكيل او در صورتي كه دادخواست را وكيل داده باشد.

نام و نام خانوادگي و اقامتگاه و ساير مشخصات فرجام خوانده.

حكم يا قراري كه از آن درخواست فرجام شده است.

دادگاه صادركننده رأي.

تاريخ إبلاغ رأي .

ضمیمه دادخواست فرجامي

به دادخواست فرجامي بايد برگهاي زير پيوست شود:

رونوشت يا تصوير مصدق حكم يا قراري كه از آن فرجام خواسته مي‌ شود.

لايحه متضمن اعتراضات فرجامي.

وكالتنامه وكيل يا مدرك مُثبِت سِمَت تقديم‌ كننده دادخواست فرجامي در صورتي كه خود شخص فرجام خواه، دادخواست را نداده باشد.

دادخواست و برگهاي پيوست آن بايد در دو نسخه و در صورت متعدد بودن طرف دعوا به تعداد آنها بعلاوه يك نسخه باشد، به‌ استثناي‌ مدرك مثبت سمت كه فقط به نسخه اول ضميمه مي‌ شود.

در مورد تنظیم دادخواست توسط وکیل فرجام خواهی دقت داشته باشید که:

 اگر مشخصات فرجام‌ خواه در دادخواست فرجامي معين نشده و در نتيجه هويت دادخواست دهنده معلوم نباشد، دادخواست بلااثر‌ مي‌ ماند و پس از انقضاي مهلت فرجام‌ خواهي به موجب قرار دادگاهي كه دادخواست به آنجا داده شده، رد مي‌ شود. قرار ياد شده ظرف بيست روز از تاريخ‌ الصاق به‌ ديوار دفتر دادگاه صادر كننده، قابل شكايت در ديوان‌ عالي كشور مي‌ باشد. رأي ديوان قطعي است.

در صورتي كه دادخواست فرجام‌ خواهي تكميل باشد، مدير دفتر دادگاه يك نسخه از دادخواست و پيوستهاي آن را براي طرف دعوا،‌ ارسال مي‌ دارد تا ظرف بيست روز به‌ طور كتبي پاسخ دهد. پس از انقضاي مهلت ياد شده اعم از اين كه پاسخي رسيده يا نرسيده باشد، پرونده را همراه با‌ پرونده مربوط به راي فرجام خواسته، به ديوان‌ عالي كشور مي‌ فرستد.

درخواست فرجام، اجراي حكم را تا زماني كه حكم نقض نشده است به تاخير نمي‌ اندازد ولكن به ترتيب زير عمل مي‌ گردد:

الف – چنانچه محكومُ‌ به مالي باشد، در صورت لزوم به تشخيص دادگاه قبل از اجراء از محكوم‌ له تأمين مناسب اخذ خواهد شد.

ب – چنانچه محكومُ‌ به غيرمالي باشد و به تشخیص دادگاه صادر كننده حكم، محكوم عليه تامين مناسب بدهد اجراي حكم تا صدور رأي فرجامي‌ به تأخير خواهد افتاد.

هرگاه از آراي قابل فرجام در مهلت مقرر قانوني فرجام‌ خواهي نشده، يا به هر علتي در آن‌ موارد قرار رد دادخواست فرجامي صادر و‌ قطعي شده باشد و ذي‌ نفع مدعي خلاف شرع يا قانون بودن آن رأي باشد، مي‌ تواند از طريق دادستان كل كشور تقاضاي رسيدگي فرجامي بنمايد. تقاضاي ياد شده مستلزم تقديم دادخواست و پرداخت هزينه دادرسي فرجامي است.

اصول قانونی مربوط به فرجام خواهی

 فرجام خواهی نیز مانند بسیاری دیگر از قواعد آیین دادرسی دارای اصول خاصی می باشد. وکیل فرجام خواهی از تمامی این اصول آگاهی دارد و آنها را به موکل خود نیز انتقال می دهد. اصول قانونی مربوط به فرجام خواهی را می توان به طور خلاصه به موارد زیر تقسیم کرد:

دادگاه باید در رای، حضوری یا غیابی بودن و قابلیت واخواهی، تجدیدنظر و یا فرجام و مهلت و مرجع آن را قید کند. اگر رای قابل واخواهی، تجدیدنظر یا فرجام باشد و دادگاه آن را غیرقابل واخواهی، تجدیدنظر یا فرجام اعلام کند این امر، مانع واخواهی، تجدیدنظر یا فرجام‌ خواهی نیست.

 در مواردی که اصل رأی دادگاه قابل واخواهی، تجدیدنظر یا فرجام است، تصحیح آن نیز در مدت قانونی، قابل واخواهی، تجدیدنظر یا فرجام‌ می‌باشد.

 هرگاه رأی اصلی به واسطه واخواهی، تجدیدنظر یا فرجام نقض شود، رای تصحیحی نیز بی اعتبار‌ می‌شود.

حکم غیابی که ظرف مهلت مقرر از آن واخواهی نشود، پس از انقضای مهلتهای واخواهی و تجدیدنظر یا فرجام به اجراء گذاشته‌ می‌شود. هرگاه حکم دادگاه ابلاغ واقعی نشده باشد، محکومٌ علیه‌ می‌تواند ظرف بیست روز از تاریخ اطلاع، واخواهی کند که در این صورت، اجرای رأی، متوقف و متهم تحت‌الحفظ به همراه پرونده به دادگاه صادرکننده حکم اعزام‌ می‌شود. این دادگاه در صورت اقتضاء نسبت به اخذ تأمین یا تجدیدنظر در تأمین قبلی اقدام‌ می‌کند.

 مهلت فرجام‌ خواهي

مهلت درخواست فرجام‌ خواهي براي اشخاص ساكن ايران بيست روز و براي اشخاص مقيم خارج دو ماه مي‌ باشد. ابتداي مهلت فرجام‌ خواهی به قرار زیر است:

الف – براي احكام و قرارهاي قابل فرجام‌ خواهي دادگاه تجديدنظر استان از روز ابلاغ.

ب – براي احكام و قرارهاي قابل‌ تجديدنظر دادگاه بدوي كه نسبت به آن تجديدنظرخواهي نشده از تاريخ انقضاي مهلت تجديدنظر.

اگر فرجام‌ خواهي به‌ واسطه مغاير بودن دو حکم باشد ابتداي مهلت، تاريخ آخرين ابلاغ هر يك از دو حكم خواهد بود.

 فرجام تبعی چیست؟

برخی از افرادی که به وکیل فرجام خواهی مراجعه می کنند، درخواست فرجام تبعی دارند. در تعریف فرجام تبعی می توان گفت فرجام‌ خوانده مي‌ تواند فقط در ضمن پاسخي كه به دادخواست فرجامي مي‌ دهد از حكمي كه مورد شكايت فرجامي است نسبت به‌ جهتي كه آن را به ضرر خود يا خلاف موازين شرعي و مقررات قانوني مي‌ داند تبعاً درخواست رسيدگي فرجامي نمايد در اين صورت درخواست فرجام‌ تبعي به طرف ابلاغ مي‌ شود كه ظرف مدت بيست روز به طور كتبي پاسخ دهد، هر چند مدت مقرر براي درخواست فرجام نسبت به او منقضي شده‌ باشد. فرجام تبعي فقط در مقابل فرجام خواه و از كسي كه طرف درخواست فرجام واقع شده، پذيرفته مي‌ شود.

اگر فرجام خواه دادخواست فرجامي خود را استرداد نمايد و يا دادخواست او رد شود حق درخواست فرجام تبعي ساقط مي‌ شود و اگر‌ درخواست فرجام تبعی شده باشد بلااثر مي‌ گردد.

نقش وکیل فرجام خواهی در دادگاه کیفری

یکی از سوالات اساسی و بسیار مهمی که معمولا برای بسیاری از افراد پیش می آید آن می باشد که وکیل فرجام خواهی در رابطه با پرونده های کیفری چگونه عمل می کند؟ با استناد به مفاد 426 الی 430 قانون آیین دادرسی کیفری به تمامی موارد مربوط به فرجام خواهی و کارهایی که یک وکیل دادگستری می تواند در رابطه با این موضوعات انجام دهد، اشاره می کنیم:

آرای دادگاههای کیفری جز در موارد زیر که قطعی محسوب‌ می‌شود، حسب مورد در دادگاه تجدیدنظر استان همان حوزه قضائی قابل تجدیدنظر و یا در دیوان عالی کشور قابل فرجام است:

الف- جرائم تعزیری درجه هشت باشد.

ب- جرائم مستلزم پرداخت دیه یا ارش، در صورتی که میزان یا جمع آنها کمتر از یک دهم دیه کامل باشد.

در مورد مجازات‌‌های جایگزین حبس، معیار قابلیت تجدیدنظر، همان مجازات قانونی اولیه است.

آراء قابل تجدیدنظر، اعم از محکومیت، برائت، یا قرارهای منع و موقوفی تعقیب، اناطه و تعویق صدور حکم است. قرار رد درخواست واخواهی یا تجدیدنظر خواهی، در صورتی مشمول این حکم است که رأی راجع به اصل دعوی، قابل تجدیدنظر خواهی باشد.

در مواردی که رای دادگاه توام با محکومیت به پرداخت دیه، ارش یا ضرر و زیان است، هرگاه یکی از جنبه‌‌های مزبور قابل تجدیدنظر یا فرجام باشد، جنبه‌‌های دیگر رأی نیز به تبع آن، حسب مورد قابل تجدیدنظر یا فرجام است.

تنظیم درخواست تجدیدنظر یا فرجام خواهی

یکی از اصلی ترین وظایف وکیل فرجام خواهی، تنظیم درخواست تجدیدنظر یا فرجام خواهی می باشد. تنظیم درخواست تجدید نظر خواهی یکی از تخصصی ترین کار هایی می باشد که باید توسط وکیل انجام شود. وکلای متخصص دادگستری که دارای تجربه کافی در زمینه فرجام خواهی پرونده های مختلف در مراجع قضایی می باشند، بهتر از هر شخص دیگری می توانند درخواست تجدید نظر را تنظیم کنند. وکیل فرجام خواهی تنها از جانب کسانی که صلاحیت قانونی فرجام خواهی را دارند، میتواند درخواست مذکور را به مراجع ذی صلاح ارائه کند. بر اساس ماده 433 قانون آیین دادرسی، اشخاص زیر حق درخواست تجدیدنظر یا فرجام دارند:

الف – محکومٌ علیه، وکیل یا نماینده قانونی او

ب – شاکی یا مدعی خصوصی و یا وکیل یا نماینده قانونی آنان

پ – دادستان از جهت برائت متهم، عدم انطباق رای با قانون و یا عدم تناسب مجازات

مسئله دیگری که معمولا یک وکیل فرجام خواهی به آن توجه دارد، جهات تجدیدنظرخواهی است.  جهات تجدیدنظرخواهی به شرح زیر است:

الف- ادعای عدم اعتبار ادله یا مدارک استنادی دادگاه

ب- ادعای مخالف بودن رای با قانون

پ- ادعای عدم صلاحیت دادگاه صادرکننده رای یا وجود یکی از جهات رد دادرس

ت- ادعای عدم توجه دادگاه به ادله ابرازی

موارد قانونی که باید در مورد فرجام خواهی به آنها توجه داشته باشید:

دادگاه تجدیدنظر استان و دیوان عالی کشور فقط نسبت به آنچه مورد تجدیدنظرخواهی یا فرجام‌خواهی واقع و نسبت به آن رای صادر شده است، رسیدگی‌ می‌کند.

تجدیدنظر‏ خواهی یا فرجام خواهی طرفین راجع به جنبه کیفری رأی با درخواست کتبی و پرداخت هزینه دادرسی مقرر صورت‌ می‌گیرد و نسبت به ضرر و زیان ناشی از جرم، مستلزم تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی مطابق قانون آیین دادرسی مدنی است.

تجدیدنظر خواهی یا فرجام خواهی محکومٌ‌علیه نسبت به محکومیت کیفری و ضرر و زیان ناشی از جرم به صورت توأمان، مستلزم پرداخت هزینه دادرسی در امور حقوقی و رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی نیست.

هرگاه تجدیدنظر خواه یا فرجام خواه، مدعی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی دعوای ضرر و زیان ناشی از جرم شود، دادگاه صادرکننده رای نخستین به این ادعاء خارج از نوبت رسیدگی‌ می‌کند.

هرگاه تجدیدنظر خواه یا فرجام خواه زندانی باشد، حسب مورد از پرداخت هزینه دادرسی مرحله تجدیدنظر یا فرجام در امری که به موجب آن زندانی است، معاف‌ می‌گردد.

تجدیدنظر خواه یا فرجام خواه باید حسب مورد، درخواست یا دادخواست خود را به دفتر دادگاه صادرکننده رأی نخستین یا تجدیدنظر و یا دفتر زندان تسلیم کند. دفتر دادگاه یا زندان باید بلافاصله آن را ثبت کند و رسیدی مشتمل بر نام تجدیدنظر خواه یا فرجام خواه و طرف دعوای او، تاریخ تسلیم و شماره ثبت به تقدیم کننده بدهد و همان شماره و تاریخ را در دادخواست یا درخواست تجدیدنظر و فرجام درج کند. تاریخ مزبور تاریخ تجدیدنظر یا فرجام خواهی محسوب‌ می‌شود. دفتر دادگاه تجدیدنظر استان یا زندان مکلف است پس از ثبت تقاضای تجدیدنظر یا فرجام، بلافاصله آن را به دادگاه صادرکننده رای نخستین ارسال کند.

در صورتی که تجدیدنظر‏ خواهی یا فرجام خواهی در مهلت مقرر صورت گیرد، دفتر دادگاه صادرکننده رای نخستین، بلافاصله یا پس از رفع نقص، پرونده را حسب مورد، به دادگاه تجدیدنظر استان یا دیوان عالی کشور ارسال‌ می‌کند.

هرگاه درخواست یا دادخواست تجدیدنظر خواهی یا فرجام‏ خواهی فاقد یکی از شرایط قانونی باشد، مدیر دفتر دادگاه نخستین، ظرف دو روز، نقایص آن را به درخواست کننده یا دادخواست‏ دهنده اعلام و اخطار‌ می‌کند تا ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ، نقایص مذکور را رفع کند. چنانچه در مهلت مقرر، رفع نقص صورت نگیرد و در صورتی که درخواست یا دادخواست تجدیدنظر یا فرجام خارج از مهلت قانونی تقدیم شود، مدیر دفتر، پرونده را به نظر رئیس دادگاه‌ می‌رساند تا قرار مقتضی را صادر کند. این قرار حسب مورد قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان و یا دیوان عالی کشور است.

نکات قانونی در مورد فرجام خواهی

هرگاه تجدیدنظر خواه یا فرجام خواه درخواست یا دادخواست تجدیدنظر یا فرجام را مسترد کند، دادگاه صادرکننده رای نخستین، قرار رد درخواست یا ابطال دادخواست تجدیدنظر یا فرجام را صادر‌ می‌کند. چنانچه پرونده به مرجع تجدیدنظر یا فرجام ارسال شده باشد، قرار رد درخواست با ابطال دادخواست تجدیدنظر یا فرجام توسط دادگاه تجدیدنظر استان یا دیوان عالی کشور صادر‌ می‌شود. در هر حال، درخواست یا دادخواست تجدیدنظر یا فرجام مجدد، پذیرفته نیست.

در تمام محکومیت‌‌های تعزیری در صورتی که دادستان از حکم صادره درخواست تجدیدنظر نکرده باشد، محکومٌ علیه‌ می‌تواند پیش از پایان مهلت تجدیدنظر خواهی با رجوع به دادگاه صادرکننده حکم، حق تجدیدنظر خواهی خود را اسقاط یا درخواست تجدیدنظر را مسترد نماید و تقاضای تخفیف مجازات کند. در این صورت، دادگاه در وقت فوق العاده با حضور دادستان به موضوع رسیدگی و تا یک چهارم مجازات تعیین شده را کسر‌ می‌کند. این حکم دادگاه قطعی است.

آرائی که در مرحله تجدیدنظر صادر‌ می‌شود، قطعی است.

مرجع رسیدگی به درخواست تجدیدنظر از آراء و تصمیمات دادگاه اطفال و نوجوانان، شعبه‌‌‌ای از دادگاه تجدیدنظر استان است که مطابق با شرایط مقرر در این قانون و با ابلاغ رئیس قوه قضائیه تعیین‌ می‌گردد. مرجع فرجام خواهی از آراء و تصمیمات دادگاه کیفری یک ویژه رسیدگی به جرائم اطفال و نوجوانان، دیوان عالی کشور است.

وکیل فرجام خواهی و مرجع رسیدگی به درخواست فرجام

یکی از مسائل اساسی که معمولا ذهن بسیاری از افراد را قبل از مراجعه به وکیل فرجام خواهی به خود درگیر می کند آن است که افراد دقیقا نمی دانند برای ارائه درخواست خود باید به کدام مرجع قانونی مراجعه کنند. اما بهتر است تمامی افرادی که وکالت پرونده خود را به وکیل فرجام خواهی می سپارند، این نگرانی ها را کنار بگذارند.

وکیل فرجام خواهی پس از تنظیم درخواست مذکور آن را به مراجع قانونی مکور ارائه می دهد. دیوان عالی کشور، مرجع رسیدگی به جرایمی مانند: سلب حیات، قطع عضو، حبس ابد و یا تعزیر درجه سه و بالاتر است و جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی که میزان دیه آنها نصف دیه کامل یا بیش از آن است و آرای صادره درباره جرائم سیاسی و مطبوعاتی، قابل فرجام خواهی است.

 مرجع رسیدگی به درخواست تجدیدنظر از آراء و تصمیمات دادگاه اطفال و نوجوانان، شعبه‌‌‌ای از دادگاه تجدیدنظر استان است که مطابق با شرایط مقرر در این قانون و با ابلاغ رئیس قوه قضائیه تعیین‌ می‌گردد. مرجع فرجام خواهی از آراء و تصمیمات دادگاه کیفری یک ویژه رسیدگی به جرائم اطفال و نوجوانان، دیوان عالی کشور است. از طرفی دیگر نیز آراء دادگاه اطفال و نوجوانان در تمامی موارد قابل تجدیدنظرخواهی است.

درخواست تجدیدنظر از آراء و تصمیمات دادگاه اطفال و نوجوانان را‌ می‌توان به دفتر دادگاه صادرکننده حکم یا دفتر دادگاه تجدیدنظر استان یا چنانچه طفل یا نوجوان در کانون اصلاح و تربیت نگهداری‌ می‌شود به دفتر کانون اصلاح و تربیت تسلیم نمود.

درخواست تجدیدنظر از آراء و تصمیمات دادگاه اطفال و نوجوانان‌ می‌تواند توسط نوجوان یا ولی یا سرپرست قانونی طفل یا نوجوان و یا وکیل آنان به عمل آید. دادستان نیز هرگاه آراء و تصمیمات دادگاه را مخالف قانون بداند‌ می‌تواند درخواست تجدید نظر نماید. مدعی خصوصی‌ می‌تواند فقط از حکم مربوط به ضرر و زیان یا برائت یا قرار منع یا موقوفی یا تعلیق تعقیب و یا قرار بایگانی کردن پرونده تجدیدنظر خواهی کند.

روند رسیدگی به درخواست فرجام خواهی

یک وکیل فرجام خواهی متخصص بر اساس تجربه اب که دارند از روند رسیدگی به درخواست تجدیدنظر در مراجع ذیصلاح قانونی به خوبی آگاهی، به همین علت نیز روند دادرسی در پرونده هایی که به وکیل فرجام خواهی سپرده می شود بسیار سریعتر از دیگر موارد می باشد. روند رسیدگی به درخواست تجدید نظر در مراجع رسیدگی قانونی طبق مراحل زیر می باشد:

پرونده‌‌ها به ترتیب وصول، در دفتر کل یا در صورت تاسیس واحد رایانه در این واحد با رعایت مقررات راجع به دادرسی الکترونیکی ثبت‌ می‌شود و توسط رئیس دیوان یا معاون او و در غیاب آنان، توسط یکی از رؤسای شعب دیوان به انتخاب رئیس دیوان عالی کشور و از طریق سامانه رایانه‌‌‌ای با رعایت تخصص شعب و ترتیب وصول، به یکی از شعب دیوان ارجاع‌ می‌شود.

شعب دیوان عالی کشور به نوبت به پرونده‌‌ها رسیدگی‌ می‌کنند، مگر در مواردی که به موجب قانون، رسیدگی خارج از نوبت مقرر باشد یا در جرائمی که به تشخیص رئیس دیوان‏ عالی کشور موجب جریحه دار شدن احساسات عمومی شود و رسیدگی خارج از نوبت ضرورت داشته باشد.

رئیس شعبه، پرونده‌‌های ارجاعی را خود بررسی و گزارش جامع آنها را تنظیم‌ می‌کند و یا به نوبت به یکی از اعضای شعبه به عنوان عضو ممیز ارجاع‌ می‌دهد. عضو ممیز، گزارش پرونده را که متضمن جریان آن و بررسی کامل درباره فرجام خواهی و جهات قانونی آن است به صورت مستدل تهیه و به رئیس شعبه تسلیم‌ می‌کند.

هرگاه رئیس یا عضو ممیز در حین تنظیم گزارش از هر یک از قضاتی که در آن پرونده دخالت داشته اند، تخلف از مواد قانونی، یا عدم رعایت مبانی قضائی و یا اعمال غرض مشاهده کند، آن را به طور مشروح و با استدلال در گزارش خود متذکر‌ می‌شود. به دستور رئیس شعبه، رونوشتی از این گزارش برای دادستان انتظامی قضات ارسال‌ می‌گردد.

رسیدگی فرجامی در دیوان عالی کشور بدون احضار طرفین دعوی یا وکلای آنان انجام‌ می‌شود، مگر آنکه شعبه رسیدگی کننده حضور آنان را لازم بداند. عدم حضور احضارشوندگان موجب تاخیر در رسیدگی و اتخاذ تصمیم نیست.

در موقع رسیدگی، عضو ممیز، گزارش پرونده و مفاد اوراقی را که لازم است قرائت‌ می‌کند و طرفین یا وکلای آنان، در صورت حضور،‌ می‌توانند با اجازه رئیس شعبه، مطالب خود را اظهار دارند. همچنین دادستان کل یا نماینده وی با حضور در شعبه به طور مستدل، مستند و مکتوب نسبت به نقض یا ابرام رای معترضٌ عنه یا فرجام خواسته، نظر خود را اعلام‌ می‌کند.

ادامه روند رسیدگی در دیوان عالی کشور:

 سپس اعضای شعبه با توجه به محتویات پرونده و مفاد گزارش و مطالب اظهار شده، با درج نظر دادستان کل کشور یا نماینده وی در متن دادنامه، به شرح زیر اتخاذ تصمیم‌ می‌کنند:

الف- اگر رای مطابق قانون و ادله موجود در پرونده باشد با ابرام آن، پرونده را به دادگاه صادرکننده رای اعاده‌ می‌نمایند.

ب – هرگاه رأی مخالف قانون، یا بدون توجه به ادله و مدافعات طرفین صادر شده باشد یا رعایت تشریفات قانونی نشده و آن تشریفات به درجه‌‌‌ای از اهمیت باشد که موجب بی اعتباری رأی شود، شعبه دیوان عالی کشور، رای را نقض و به شرح زیر اقدام‌ می‌کند:

اگر عملی که محکومٌ علیه به اتهام ارتکاب آن محکوم شده به فرض ثبوت، جرم نبوده یا به لحاظ شمول عفو عمومی و یا سایر جهات قانونی متهم قابل تعقیب نباشد، رای صادره نقض بلا ارجاع‌ می‌شود.

اگر رای صادره از نوع قرار و یا حکمی باشد که به علت ناقص بودن تحقیقات نقض شده است، برای رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رای ارجاع‌ می‌شود.

اگر رای به علت عدم صلاحیت ذاتی دادگاه نقض شود، پرونده به مرجعی که دیوان عالی کشور، صالح تشخیص‌ می‌دهد، ارسال‌ می‌شود و مرجع مذکور مکلف به رسیدگی است.

در سایر موارد، پس از نقض رأی، پرونده به دادگاه هم عرض ارجاع‌ می‌شود.

نقض رأی در دیوان‌ عالی کشور

مرجع رسیدگی پس از نقض رأی در دیوان‌ عالی کشور به شرح زیر اقدام می‌کند:

الف- در صورت نقض رأی به علت ناقص بودن تحقیقات، باید تحقیقات مورد نظر دیوان‌ عالی کشور را انجام دهد و سپس مبادرت به صدور رأی کند.

ب – در صورت نقض قرار و ضرورت رسیدگی ماهوی، باید از نظر دیوان‌ عالی کشور متابعت نماید و در ماهیت، رسیدگی و انشای حکم کند، مگر آنکه پس از نقض، جهت تازه‌ای برای صدور قرار حادث شود.

پ – در صورت نقض حکم در غیر موارد مذکور، دادگاه‌ می‌تواند بر مفاد رأی دادگاه قبلی اصرار کند. چنانچه این حکم مورد فرجام خواهی واقع شود و شعبه دیوان‌عالی کشور پس از بررسی، استدلال دادگاه را بپذیرد، حکم را ابرام‌ می‌کند و در غیر این‌ صورت، پرونده در هیأت عمومی شعب کیفری مطرح‌ می‌شود. هرگاه نظر دادگاه صادرکننده رای مورد تایید قرار گیرد، رأی ابرام‌ می‌شود و در صورتی‌ که نظر شعبه دیوان‌ عالی کشور را تایید کند، حکم صادره نقض و پرونده به شعبه دیگر دادگاه ارجاع می‌شود. دادگاه مزبور بر اساس استدلال هیأت عمومی دیوان‌ عالی کشور، حکم صادر می‏کند. این حکم قطعی و غیرقابل فرجام است. در صورتی که هیأت عمومی پرونده را به علت نقص تحقیقات قابل رسیدگی نداند با ذکر موارد نقص، پرونده را به شعبه دیوان عالی کشور اعاده‌ می‌نماید. 

  هرگاه از شعب مختلف دیوان عالی کشور یا دادگاهها نسبت به موارد مشابه، اعم از حقوقی، کیفری و امور حسبی، با استنباط متفاوت از قوانین، آراء مختلفی صادر شود، رئیس دیوان عالی کشور یا دادستان کل کشور، به هر طریق که آگاه شوند، مکلفند نظر هیأت عمومی دیوان عالی کشور را به منظور ایجاد وحدت رویه درخواست کنند. هر یک از قضات شعب دیوان عالی کشور یا دادگاهها یا دادستانها یا وکلای دادگستری نیز‌ می‌توانند با ذکر دلیل از طریق رئیس دیوان عالی کشور یا دادستان کل کشور، نظر هیأت عمومی را درباره موضوع درخواست کنند. هیأت عمومی دیوان عالی کشور به ریاست رئیس دیوان عالی یا معاون وی و با حضور دادستان کل کشور یا نماینده او و حداقل سه چهارم روسا و مستشاران و اعضای معاون تمام شعب تشکیل‌ می‌شود تا موضوع مورد اختلاف را بررسی و نسبت به آن اتخاذ تصمیم کنند. رای اکثریت در موارد مشابه برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاهها و سایر مراجع، اعم از قضائی و غیر آن لازم الاتباع است؛ اما نسبت به رای قطعی شده بی اثر است.

در صورتی که رأی، اجراء نشده یا در حال اجراء باشد و مطابق رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور، عمل انتسابی جرم شناخته نشود یا رای به جهاتی مساعد به حال محکومٌ علیه باشد، رأی هیأت عمومی نسبت به آراء مذکور قابل تسری است و مطابق مقررات قانون مجازات اسلامی عمل‌ می‌شود.

 تجدیدنظر و اعاده‌ دادرسی

آراء دادگاههای نظامی جز در مواردی که قطعی محسوب‌ می‌شود حسب مورد در دادگاه تجدیدنظر نظامی همان استان و یا دیوان‌ عالی‌ کشور قابل تجدیدنظر یا فرجام‌خواهی است.

آراء دادگاههای نظامی از حیث قطعیت یا قابلیت تجدیدنظر یا فرجام‌خواهی مانند آراء سایر دادگاههای کیفری است، مگر آنکه در این بخش ترتیب دیگری مقرر شده باشد.

آراء قابل تجدیدنظر یا فرجام‌خواهی دادگاههای نظامی ‌زمان جنگ، ظرف هفتاد و دو ساعت از زمان ابلاغ، قابل تجدیدنظر یا فرجام‌خواهی است و دادگاه تجدیدنظر یا دیوان‌ عالی‌ کشور باید حداکثر ظرف هفت روز پس از وصول پرونده، رسیدگی و رای مقتضی را صادر نماید، مگر آنکه صدور رأی در مدت مزبور به دلایل قانونی از قبیل نقص تحقیقات مقدور نباشد که در این‌ صورت باید علت تأخیر به‌ طور مستدل در پرونده قید شود.

علاوه بر اشخاص مندرج در قانون آیین‌ دادرسی کیفری رئیس سازمان قضائی نیز نسبت به احکام قطعی دادگاههای نظامی حق درخواست اعاده دادرسی را دارد.

در صورتی‌ که مجازات مندرج در حکم دادگاه به لحاظ وضعیت خاص خدمتی ‌محکومٌ‌ علیه مانند محرومیت از ترفیع کارکنان بازنشسته، قابل اجراء نباشد، دادستان نظامی‌ مطابق ضوابط، حسب مورد حق درخواست تجدیدنظر یا فرجام را دارد. در این‌ صورت مرجع تجدیدنظر یا فرجام جهت تعیین مجازات قانونی دیگر اقدام می‌کند.

مقالات حقوقی

وکیل تخلیه

وکیل حقوقی

لایحه دفاعیه فرجام خواهی

وکیل قتل

وکیل دادگاه کیفری یک

تنظیم دادخواست

وکیل دیه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonبا یک کلیک تماس بگیرید
×