وکیل دیوان عالی کشور

وکیل دیوان عالی کشور (6)

گروه بهترین نتیجه را برای شما به ارمغان می آورد

وکیل دیوان عالی کشور

وکیل برای دیوان عالی کشور

آیا تاکنون در مورد وکیل دیوان عالی کشور چیزی شنیده اید؟ آیا می دانید که دقیقا باید در چه زمانی به وکیل دیوان عالی کشور مراجعه کنیم؟ نقش دیوان عالی کشور در رسیدگی به پرونده های قضایی چیست؟

برای آنکه بتوانید پاسخ تمامی این پرسش ها را بدست آورید و اطلاعات جامع و کاملی در مورد وکیل دیوان عالی کشور بدست آورید به شما پیشنهاد می کنیم تا در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

 وکیل دیوان عالی کشور به شخصی گفته می شود که می تواند به متقاضیان فرجام خواهی یا تجدیدنظر خوای کمک کند تا در اسرع وقت، دادخواست خود را مبنی بر رسیدگی مجدد و رفع نقص حکم نهایی دادگاه صادر کننده به مرجعی به نام دیوان عالی کشور تقدیم کنند.

هنگامی که افراد بتوانند وکیل دیوان عالی کشور را برای رسیدگی به پرونده خود به درستی انتخاب کنند، امکان موفقیت آنان بیشتر خواهد بود. وکیل دیوان عالی کشور بهتر از هر شخص دیگری می تواند برای جلوگیری از تضییع حقوق موکل خود از مفاد قانونی استفاده کند و ادله اثبات را در رابطه با موضوع پرونده جمع آوری کند.

وکیل دیوان عالی کشور جدی بگیرید.

برای انتخاب وکیل دیوان عالی کشور بهتر است به سراغ بهترین گزینه ها بروید و در مورد  این موضوع سهل انگاری نکنید. دیوان عالی کشور دارای حساسیت های بسیار شدیدی در مقایسه با دیگر مراجع قضایی می باشد و آخرین مرحله ای است که متقاضیان می توانند برای رفع نقص حکم نهایی که از دادگاه های دیگر صادر شده است به آن مراجعه کنند.

نظام حقوقی کشور ما دارای مراجع رسیدگی مختلفی می باشد. هر یک از این مراجع قانونی وظایف مختلفی را بر عهده دارند. عالی ترین مرجع دادگستری که در قوانین مختلف کشور ما به اهمیت آن اشاره شده است، دیوان عالی کشور می باشد. همین موضوع نیز باعث شده است تا وکیل دیوان عالی کشور دارای تخصص و مهارت بسیار زیادی در مقایسه با دیگر وکلا باشد.

شاید هنگامی که در مورد دیوان عالی کشور صحبت می کنیم، اولین نکته ای که به ذهن افراد برسد، تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی باشد؛ چرا که اصلی ترین و مهم ترین وظیفه ی اینن مرجع قانونی رسیدگی به جریان چنین پرونده هایی می باشد. از آنجایی که دیوان عالی کشور وظیفه نظارت بر اجرای صحیح قوانین در محاکم مختلفی همچون دادگاه ها را بر عهده دارد، افرادی که احساس میکنند در هنگام صدور حکم پرونده آنان در دادگاه ها و دیگر مراجع قضایی، قصور یا کوتاهی از جانب مرجع رسیدگی کننده وجود داشته است، بهتر است سریعا به سراغ وکیل دیوان عالی کشور بروند تا بتوانند در مدت زمانی که قانون در اختیار آنان قرار داده است برای ارائه دادخواست فرجام خواهی یا همان تجدیدنظر خواهی به دیوان عالی کشور مراجعه کنند.

وکیل دیوان عالی کشور دارای مهارت و تخصص کافی برای حل و فصل پرونده های قانونی مختلفی که مرجع رسیدگی به آنها دیوان عالی کشور است، می باشد.

لزوم کمک گرفتن از وکیل دیوان عالی کشور

یکی از چالش های ذهنی که ممکن است برای بسیاری از افراد ایجاد شود آن است که اصلا مزایای کمک گرفتن از وکیل دیوان عالی کشور چیست و چرا باید برای ارائه دادخواست قانونی به این مرجع قانونی از وکیل دیوان عالی کشور کمک گرفت؟

حقیقت آن است که کمک گرفتن از افراد متخصص در زمینه هر کاری میتواند علاوه بر تسریع روند انجام آن به کیفیت انجام کار نیز کمک کند. همین موضوع نیز باعث شده است تا امروزه شاهد تخصصی تر شدن تمامی مشاغل شویم. مسلما هیچ کس دلش نمی خواهد که انجام کاری را به یک فرد غیر حرفه ای و غیر متخصص بسپارد. هرچقدر حساسیت کارها بیشتر باشد، لزوم سپردن آن کار به یک فرد متخصص و با تجربه نیز بیشتر می شود.

در رابطه با روند رسیدگی به پرونده های حقوقی و مسائل قانونی نیز بهترین کار آن است که به یک فرد متخصص و حرفه ای مراجعه کرد. شاید در چنین مواردی افراد با خود فکر کنند که با مراجعه به هر وکیل دادگستری می توان موضوعات مختلف حقوقی را مورد بررسی و پیگیری قرارداد اما باید به این نکته توجه داشت که وکلای دادگستری نیز دارای مهارت ها و تخصص های مختلفی می باشند. این موضوع کاملا صحیح است که همه وکلای پایه یک دادگستری از لحاظ تحصیلی و آکادمیک تقریبا با یکدیگر هم سطح می باشند اما تجربیات و تخصص های آنان در زمینه حل و فصل پرونده های مختلف با یکدیگر متفاوت است، به همین خاطر نیز قبل از انتخاب وکیل باید اطلاعات لازم را در رابطه با میزان مهارت و تجربیات وکیل بدست آورد.

از آنجایی که دیوان عالی کشور را میتوان جز مراجع مهم نظام قضایی کشور بر شمرد، مسلم است که برای ارائه دادخواست در این مرجع قضایی نیز باید از بهترین وکلای دادگستری کمک گرفت. وکیل دیوان عالی کشور علاوه بر اینکه دارای مهارت و تخصص کافی در زمینه حل و فصل پرونده های مختلف در این مرجع قضایی می باشد، این توانایی را دارد تا از بهترین مدارک قانونی و ادله اثبات برای احقاق حقوق موکل خود استفاده کند.

فراموش نکنید که وکیل دیوان عالی کشور وظیفه دارد تا اعتراض موکل خود را در رابطه با حکم نهایی دادگاه صادر کننده رای به دیوان عالی کشور ارائه دهد و درخواست بررسی مجدد پرونده و حکم را به این مرجع قانونی تحویل دهد. از طرفی دیگر باید بدانید که دیوان عالی کشور بدون دلیل و ادله مناسب از جانب فرد متقاضی، روند دادرسی مجدد را آغاز نمی کند و این موضوع کاملا عقلانی است؛ چرا که در غیر این صورت تمامی مردم هر روز بعد از اخذ حکم نهایی دادگاه بدون دلیل به دیوان عالی مراجعه می کنند. وظیفه تهیه این ادله استنباطی بر عهده وکیل دیوان عالی کشور می باشد.

رسیدگی به پرونده های تجدیدنظر در دیوان عالی کشور

قبل از آنکه به وکیل دیوان عالی کشور مراجعه کنید، بهتر است نکات قانونی لازم را در مورد نحوه رسیدگی به پرونده های تجدیدنظر و فرجام خواهی در دیوان عالی اطلاعات لازم را کسب کنید.

هر گاه رئیس دیوان عالی کشور یا دادستان کل کشور آراء هر یک از محاکم اعم از حقوقی، کیفری، مدنی خاص، انقلاب و نظامی را ولو‌این که در مقام تجدید نظر صادر شده باشد نسبت به موارد تجدید نظر مذکور در قانون تعیین موارد تجدید نظر احکام دادگاهها و نحوه رسیدگی آنها قابل‌تجدید نظر بداند حق درخواست تجدید نظر به نحو مندرج در قانون مذکور را دارند. در مورد این ماده مرجع تجدید نظر مجدد آراء صادره وسیله دادگاه‌در مقام تجدید نظر دیوان عالی کشور است.

آرایی که به وسیله دادگاههای حقوقی یا کیفری و نظامی یک در مقام رسیدگی تجدید نظر نسبت به آراء دادگاههای حقوقی یا کیفری یا‌نظامی دو صادر می‌شود جز به درخواست رئیس دیوان عالی کشور یا دادستان کل کشور قابل تجدید نظر مجدد در دیوان عالی کشور نمی‌باشد.

شناخت دیوان عالی کشور به عنوان یک مرجع قانونی

برای آنکه بتوانید با وظایف و تکالیف وکیل دیوان عالی کشور آشنا شوید، رد ابتدا باید مرجع قانونی و رسمی به نام دیوان عالی کشور را به طور کامل بشناسید. بر اساس قانون کشور ما در رابطه با این مرجع قضایی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

دیوان عالی کشور در تهران تشکیل می‌شود. اگر شورای عالی قضایی مصلحت بداند می‌تواند در شهرستانهای دیگر نیز شعبی تشکیل‌دهد. شعب دیوان عالی کشور به حسب مقدار نیاز متعدد خواهد بود و ریاست دیوان عالی کشور به عهده رئیس شعبه اول است و پرونده‌ها به‌دستور او به شعب دیگر ارجاع می‌شود و می‌تواند اختیارات خود را در خصوص ارجاع پرونده‌ها و ریاست هیأت عمومی به رئیس یکی از شعب دیگر و‌یا معاون قضایی خود محول نماید.

هر یک از شعب دیوان عالی کشور از دو نفر قاضی واجد شرایط که یکی از آنها رئیس و دیگری مستشار است تشکیل می‌شود.

دیوان عالی کشور به تعداد لازم برای شعب عضو معاون خواهد داشت و عضو معاون می‌تواند وظایف هر یک از دو عضو شعب را‌عهده‌دار گردد. تعداد معاونین که نباید بیشتر از تعداد شعب باشد طبق نظر شورای عالی قضایی تعیین می‌شود.

رئیس، مستشار و عضو معاون باید یا مجتهد باشند و یا 10 سال تمام در درس خارج شرکت نموده باشند و یا دارای 10 سال سابقه کار‌قضایی و یا وکالت بوده و آشنایی کامل به قوانین مدون اسلامی داشته باشند.

هر یک از اعضاء شعب دیوان عالی کشور موظف است پرونده ارجاعی را با حفظ نوبت و کمال دقت مطالعه و بررسی نموده پس از‌مشاوره کافی به طور مستدل اظهار نظر نماید.

پرونده‌ها کلاً به نوبت رسیدگی می‌شود مگر در موارد فوری که به تشخیص رئیس رسیدگی خارج از نوبت به عمل خواهد آمد.

در صورت اختلاف نظر بین دو عضو شعبه عضو معاون و یا یکی از قضات شعب دیگر به آنان ضمیمه و نظر اکثریت ملاک خواهد بود.

متداعیین یا وکلای آنان برای رسیدگی احضار نمی‌شوند مگر آنکه شعبه دیوان عالی کشور حضور آنان را برای ادای توضیحات لازم بداند‌که در این صورت کسانی که حضورشان لازم است احضار می‌گردند و پس از استماع توضیحات آنها و اظهار عقیده دادستان کل کشور یا نماینده او شعبه‌مبادرت به صدور رأی می‌نماید ولی عدم حضور احضار شدگان بدون عذر موجه صدور رای را به تاخیر نمی‌اندازد.

موارد حل اختلاف توسط دیوان عالی کشور

 با کمک وکیل دیوان عالی کشور می توان در موارد حل اختلاف نیز موضوع را به دیوان کشور ارجاع داد. موارد حل اختلاف توسط دیوان عالی کشور را می توان در دسته بندی زیر گنجاند:

هر گاه طرفین اختلاف دو دادگاه بخش باشد و هر دو دادگاه بخش در حوزه یک دادگاه شهرستان باشند حل اختلاف در همان دادگاه‌شهرستان به عمل می‌آید.

‌اگر طرفین اختلاف در حوزه یک دادگاه شهرستان نبوده ولی در حوزه یک دادگاه استان باشند حل اختلاف به همان دادگاه استان رجوع می‌شود و اگر‌طرفین اختلاف در حوزه یک دادگاه استان نباشند حل اختلاف با دیوان کشور خواهد بود.

هر گاه اختلاف بین دادگاه بخش و دادگاه شهرستان باشد حل اختلاف به دادگاه استان رجوع می‌شود که طرفین اختلاف در حوزه آن‌واقعند و اگر طرفین اختلاف در حوزه یک دادگاه استان نباشند حل اختلاف با دیوان کشور خواهد بود.

اگر اختلاف بین دو دادگاه شهرستان باشد که در حوزه یک دادگاه استان واقع اند حل اختلاف راجع به همان دادگاه استان است و اگر در‌حوزه یک دادگاه استان نباشند حل اختلاف با دیوان کشور است.

اگر اختلاف بین دو دادگاه استان یا دادگاه شهرستان و استان باشد حل آن با دیوان کشور خواهد بود.

ترتیب حل اختلاف بین دادگاه‌های دادگستری و مراجع غیر دادگستری

 اگر در موضوع یک دعوی بین دادگاه دادگستری و دادگاه غیر دادگستری یا اداره دولتی اختلاف در صلاحیت نفیاً یا اثباتاً ایجاد شود حل‌آن در دیوان کشور مطابق مواد زیر به عمل می‌آید:

اشخاص ذینفع یا دادستان دادگاه دادگستری که طرف اختلاف است درخواست‌نامه خود را با ذکر دلایل به دفتر دیوان کشور تقدیم می‌دارد‌و دادستان دیوان کشور آن را با نظریه خود برای حل اختلاف نزد رییس اول دیوان نامبرده می‌فرستد.

برای حل اختلاف در شعبه اول دیوان کشور مجلسی مرکب از هفت نفر از روسا و مستشاران دیوان کشور به انتخاب رییس اول تشکیل‌و به اختلافات رسیدگی و حکم قطعی می‌دهد.

در صورتی که دادگاه دادگستری و دادگاه غیر دادگستری یا اداره دولتی هر دو خود را صالح برای رسیدگی دانسته باشند و حل اختلاف به‌دیوان کشور رجوع شده باشد دادستان کل به درخواست ذینفع می‌تواند به دادگاه و اداره طرف اختلاف اعلام نماید که تا صدور حکم دیوان کشور از‌رسیدگی و تعقیب جریان امر خودداری نمایند.

تنظیم دادخواست فرجام خواهی توسط وکیل دیوان عالی کشور

یکی از اساسی ترین وظایف وکیل دیوان عالی کشور تهیه دادخواست فرجام خواهی و تقدیم آن به دیوان عالی است.

در دادخواست باید تاریخ روز و ماه و سال و نام و نام خانواده و مشخصات و محل اقامت اصحاب دعوی و حکم یا قراری که نسبت به‌آن درخواست رسیدگی فرجامی می‌شود و دادگاه صادرکننده حکم یا قرار و تاریخ ابلاغ آن و مغایرتی که حکم یا قرار با قانون دارد صریحاً قید شود.

به دادخواست فرجامی باید پیوست شود:

رونوشت مصدق حکم یا قراری که از آن فرجام خواسته می‌شود.

اعتراضات فرجامی.

وکالت‌نامه وکیل.

دادخواستی که موافق سه ماده فوق نبوده یا هزینه دادرسی آن داده نشده باشد به جریان نیفتاده و مدیر دفتر دادگاه که دادخواست به آنجا‌داده شده در ظرف دو روز از تاریخ رسید دادخواست نواقص آن را به طور تفصیل به دادخواست‌دهنده کتباً اطلاع داده و از روز ابلاغ پنج روز با رعایت‌مدت مسافت به او مهلت می‌دهد که نواقص را رفع کند و اگر محتاج به تجدید باشد تجدید نماید و هر گاه دادخواست در این مدت تکمیل یا تجدید‌نشد به موجب قرار دادگاهی که دادخواست فرجامی به آن داده شده و در صورتی که دادخواست به دفتر دیوان کشور داده شده باشد مدیر دفتر دیوان‌نامبرده آن را رد می‌نماید.

در صورتی که دادخواست فرجامی توسط وکیل دیوان عالی کشور در مرکز به دفتر دادگاهی غیر از دفتر دیوان کشور داده شده باشد دادخواست و پیوستهای آن عیناً به‌دفتر دیوان کشور فرستاده می‌شود و مانند مواردی که دادخواست فرجامی مستقیماً به دفتر دیوان کشور داده شده اقدام می‌گردد.

اگر مشخصات فرجام‌خواه در دادخواست فرجامی معین نشده و معلوم نباشد دادخواست‌دهنده کیست و محل اقامت او معلوم نباشد‌دادخواست بلااثر می‌ماند و پس از انقضاء مدت فرجامی رد خواهد شد مگر اینکه قبل از انقضاء مدت فرجام‌خواه دادخواست خود را تکمیل یا تجدید‌نماید.

در صورتی که دادخواست در خارج از مدت داده شده باشد دادخواست به موجب قرار دادگاهی که دادخواست فرجامی به آن داده شده‌و در صورتی که دادخواست به دفتر دیوان کشور داده شده باشد مدیر دفتر دیوان نامبرده آن را رد می‌نماید.

هر گاه دادگاه یا دفتری که دادخواست فرجامی به آن داده شده بدون جهت آن را رد کند صاحب دادخواست می‌تواند به دیوان کشور‌شکایت کند در این صورت دیوان نامبرده قراری صادر نموده و دستور لازم را خواهد داد.

دقت داشته باشید که:

مدیر دفتر دیوان کشور یا مدیر دفتر دادگاهی که دادخواست فرجامی به آن داده شده یک نسخه از دادخواست و پیوستهای آن را برای‌طرف می‌فرستد که در ظرف ده روز با رعایت مدت مسافت کتباً پاسخ بدهد.

فرجام خواستن اجرای حکم را تا وقتی که حکم نقض نشده است به تاخیر نمی‌اندازد ولی هر گاه محکوم‌علیه به طوری که در تأمین‌خواسته مقرر است نسبت به محکوم‌به تامین بدهد اجرای حکم تا صدور حکم فرجامی به تاخیر می‌افتد.

هر گاه دادخواست مستقیماً به دفتر دیوان کشور داده نشده باشد باید پس از گذشتن مدت مذکور در ماده فوق دادخواست با پیوستهای آن‌و پاسخ طرف اگر داده است به دفتر دیوان کشور فرستاده شود و در این صورت باید تاریخ تقدیم دادخواست و پیوستهای آن و کیفیت اخطاری که به‌فرجام‌خواه و طرف او شده در یادداشتی تصریح و به دفتر دیوان کشور فرستاده شود.

 دادخواست فرجامی از اشخاص مذکوره زیر پذیرفته می‌شود:

مدعی و مدعی‌علیه اعم از اینکه طرف اصلی دعوی باشند یا به عنوان شخص ثالث وارد یا جلب شده باشند و قائم‌مقام آنان از قبیل وارث و‌وصی و منتقل‌الیه در صورتی که انتقال بعد از اقامه دعوی شده باشد.

کسانی که سمت نمایندگی مدعی یا مدعی‌علیه یا قائم‌مقام آنان را دارند.

قوانین مربوط به حضور وکیل دیوان عالی کشور در جریان پرونده ها

‌حضور وکیل دیوان عالی کشور در این مرجع قضایی دارای قوانین خاصی می باشد که باید به آنها توجه داشت. به چند مورد از نکات قانونی که باید در مورد حضور وکیل دیوان عالی کشور به آنها توجه داشته باشید، اشاره می کنیم:

وکلای دادگستری در حدود پایه وکالت و مامورین قضایی و استادان دانشکده حقوق می‌توانند نسبت به دعاوی راجع به خودشان شخصاً در دادگاه‌استان و دیوان کشور دادخواست داده و دادرسی نمایند. وکلای متداعیین باید دارای شرایطی باشند که به موجب قانون برای آنها مقرر است.

وکالت باید به موجب سند رسمی یا به گواهی امین دادگاه بخش یا بخشدار یا شهربانی یا کلانتری یا کدخدای محل و یا یکی از ادارات‌رسمی که موکل در آنجا خدمتگزار است و یا یک یا چند نفر از معتمدین محلی باشد مگر آنکه امضاء موکل معروف نزد دادگاه بوده و صدور آن از موکل‌محل شبهه نباشد.

‌در صورتی که وکالت در خارج از ایران داده شده باشد باید به گواهی یکی از مامورین سیاسی یا کنسولی ایران رسیده باشد مرجع گواهی وکالت‌نامه‌اشخاص مقیم در کشورهای فاقد مأمور سیاسی یا کنسولی ایران در آیین‌نامه وزارت دادگستری معین خواهد شد.

وکیلی که در وکالت‌نامه حق دادرسی در دادگاه بالاتر هم به او داده شده و مجاز برای دادرسی در دادگاه بالاتر باشد و یا حق تعیین وکیل‌مجاز برای دادرسی در دادگاه بالاتر داشته باشد هرگاه پس از صدور رأی و یا در موقع ابلاغ استعفا کند و از رؤیت امتناع نماید مؤثر در امر ابلاغ نیست و‌ابتداء مدت پژوهش یا فرجام از روز ابلاغ به وکیل محسوب است و هر گاه از این حیث زیانی به موکل وارد شود وکیل مسئول خواهد بود.

 کسی غیر از فرجام‌خواه و وکیل دیوان عالی کشور که انتخاب کرده است از حکم دیوان کشور استفاده نمی‌کند مگر اینکه حکم قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت‌نسبت به اشخاصی هم که حکم فرجامی شامل آنها بوده و درخواست فرجام نکرده‌اند سرایت می‌کند.

موارد نقض در دیوان عالی کشور

به نظر شما در چه موارد یوکیل دیوان عالی کشور می تواند در خواست نقض را ارائه دهد و به آن رسیدگی شود؟ در رابطه با این مسئله به مفاد 559 الی 570 قانون آیین دادرسی مدنی، رجوع می کنیم.  در موارد زیر حکم یا قرار نقض می‌شود:

اگر دادگاه که حکم یا قرار داده است خارج از صلاحیت قانونی خود به دعوایی رسیدگی کرده.

هر گاه رسیدگی موافق صلاحیت قانونی دادگاه بوده ولی حکم یا قرار برخلاف قانون صادر شده باشد.

اگر دعوی برخلاف اصول محاکمات رسیدگی شده و عدم رعایت اصول مذاکره به درجه‌ای اهمیت دارد که حکم یا قرار را از اعتبار قانونی‌می‌اندازد.

اگر احکام یا قرارهایی مباین با یکدیگر در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوی یا قائم‌مقام آنها صادر شده باشد.

حکم یا قرار هر گاه از دادگاهی صادر شده باشد که صلاحیت ذاتی نداشته نقص خواهد شد اگر چه در هیچ یک از مراحل رسیدگی ایراد‌به صلاحیت دادگاه نشده باشد.

اگر حکم یا قرار دادگاهی صادر شده باشد که صلاحیت نسبی نداشته فقط در صورتی نقض خواهد شد که به صلاحیت نسبی دادگاه که‌حکم یا قرار را داده است در خود آن دادگاه مطابق قانون ایراد شده باشد.

‌ حکم یا قرار صادر در خصوص دعوایی مادام که حکم یا قرار با قوانینی که در زمان صدور آن لازم‌العمل بوده مخالف نباشد نقض‌نمی‌شود.

هر گاه مفاد حکم یا قرار مطابق با یکی از مواد قانونی است ولی اسباب موجه حکم یا قرار با ماده قانونی دیگر که معنی دیگر دارد تطبیق‌شده آن حکم یا قرار نقض می‌شود.

اگر در دعوایی که از قراردادی ناشی شده به مفاد صریح سند و یا به قانون و آیین‌نامه متعلق به آن قرارداد معنی دیگری داده شود حکم یا‌قرار صادر در آن خصوص نقض می‌شود.

اصول و کیفیاتی که برای تأیید مفاد قرار یا حکمی در خود حکم یا قرار مندرج در دیوان کشور محقق و معتبر است ولی چنانچه برگهایی‌که اساس آن اصول و کیفیات است و یا از اسناد و نوشتجاتی که طرفین در حین دادرسی ابراز کرده‌اند عدم صحت مندرجات مذکوره ثابت گردد حکم یا‌قرار نقض می‌شود.

هر گاه در یکی از دادگاه‌ها برخلاف اصلی از اصول دادرسی به دعاوی رسیدگی شده باشد و عدم رعایت آن اصول به درجه‌ای اهمیت‌داشته که در حکم یا قرار دادگاه مؤثر است در دو مورد حکم یا قرار دادگاه نقض می‌شود:

در صورتی که اصلی که رعایت نشده از قواعد آمره یعنی جزو وظایف خود دادگاه باشد.

در صورتی که اصلی که رعایت نشده از وظیفه خود دادگاه نبوده ولی با اعتراض اصحاب دعوی بدان رسیدگی نشده است.

توجه:

مرجع رسیدگی پس از نقض رأی در دیوان عالی کشور به شرح زیر اقدام می‌نماید:

‌الف – در صورت نقض قرار در دیوان عالی کشور باید از نظر دیوان متابعت نموده و رسیدگی ماهوی نماید.

ب – در صورت نقض حکم به علت نقص تحقیقات موارد اعلامی را طبق نظر دیوان انجام داده سپس مبادرت به انشاء حکم می‌نماید.

ج – در صورت نقض حکم در غیر موارد مذکور، دادگاه می‌تواند حکم اصراری صادر نماید. چنانچه این حکم مورد تجدید نظر خواهی واقع شود‌و شعبه دیوان عالی کشور پس از بررسی استدلال دادگاه را بپذیرد حکم را تایید می‌کند، در غیر این صورت پرونده در هیأت عمومی شعب کیفری مطرح‌و چنانچه نظر شعبه دیوان عالی کشور مورد تایید قرار گرفت حکم صادره نقض و پرونده به شعبه دیگر دادگاه ارجاع خواهد شد.

در اقدام دیوان کشور بعد از نقض

در مواردی که وکیل دیوان عالی کشور درخواست نقض را ارائه می دهد، دیوان کشور نیز روند دادرسی خاصی را اجرا می کند. دیوان کشور پس از نقض حکم یا قرار رسیدگی در ماهیت دعوی را به دادگاهی که مطابق مواد زیر معین می‌شود ارجاع می‌نماید.

اگر حکم به واسطه عدم صلاحیت دادگاه نقض شده دیوان کشور دعوی را مستقیماً به دادگاهی که صلاحیت رسیدگی را دارد محول‌می‌کند و در سایر موارد به شعبه دیگر همان دادگاه که حکم منقوض را داده است رجوع می‌نماید و اگر دادگاه بیش از یک شعبه نداشته باشد و یا دارای‌شعبه دیگر بوده ولی دیوان کشور ارجاع به دادگاه دیگری را مقتضی بداند دیوان کشور دادگاهی را که در عرض دادگاه صادرکننده حکم است معین و‌رسیدگی مجدد را به آن ارجاع می‌نماید. برای تجدید رسیدگی به دعوی بعد از نقض تقدیم دادخواست جدید لازم نیست و ارائه حکم دیوان کشور کافی است.

هر گاه حکم یا قراری در دیوان کشور نقض شود و حکم یا قرار دادگاهی که رسیدگی به دعوی پس از نقض به آن ارجاع شده مستند به‌علل و اسبابی که حکم یا قرار منقوض مبنی بر آن بوده است باشد و یکی از طرفین نقض آن را بخواهد رسیدگی به این درخواست باید در هیأت عمومی‌دیوان کشور به عمل آید و اگر آن حکم یا قرار مستنداً به همان سبب یا اسبابی که موجب نقض حکم یا قرار اولی شده بود نقض شود.

 در احکام دیوان کشور نام و مشخصات و محل اقامت طرفین و حکم یا قراری که به دیوان کشور رجوع شده و خلاصه اعتراضات و‌دلائلی که فرجام‌خواه برای نقض حکم یا قرار اظهار کرده قید و اسبابی که موجب نقض یا ابرام حکم با قرار می‌شود به طور روشن و کامل ذکر می‌گردد.

 هر گاه حکم یا قرار قطعی مخالف قانون صادر شده و هیچ یک از طرفین دعوی در موعد مقرر درخواست رسیدگی فرجامی نکرده باشند ‌دادستان دیوان کشور حق دارد برای محافظت قانون نسبت به آن حکم یا قرار فرجام بخواهد در این مورد نقض دیوان کشور درباره اصحاب دعوی مؤثر‌نبوده و فقط برای حفظ قانون است. درخواست فرجام از طرف دادستان دیوان کشور مدت ندارد و هر وقت مطلع شد می‌تواند درخواست رسیدگی فرجامی نماید. در رسیدگی فرجامی که درخواست آن از طرف دادستان شده هر گاه حکم یا قرار نقض شد بلاارجاع خواهد بود.

مقالات مرتبط:

وکیل ملکی

وکیل تجدید نظر خواهی

وکیل حقوقی

وکیل برای تنظیم قرارداد

وکیل قتل

وکیل تنظیم قرارداد

تنظیم دادخواست

نوشتن قرارداد توسط وکیل

نوشتن لایحه حقوقی

وکیل کیفری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonبا یک کلیک تماس بگیرید
×